بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
67
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
ما يك موضوع را فراموش كرديم و آن شيرينى ميمون صاحبخانه بود كه على الرسم بايد يك رطل شيرينى در يك پاكت براى او تهيه مىشد ، حال هرگاه آن جوان مايل است دوباره به نزد من بيايد من بيش از نصف مبلغى را كه شب گذشته داده از او نمىگيرم ، چون اين مطلب به جوان گفته شد فورا سى دينار تقديم داشت و به او سفارش شد شب در ساعت معهود يك پاكت يك رطلى شيرينى براى ميمون همراه داشته باشد ، جوان در موعد مقرر با چندين بسته شيرينى به در خانهء وزير حاضر شد و پس از تحصيل اجازه به درون خانه رفت و مانند شب پيشين خوردنى و نوشيدنى صرف كرد چون خواست به خانم نزديك شود ميمون به سوى او حمله آورد جوان بلادرنگ يك بسته شيرينى به جانب او انداخت . ميمون شيرينى را برداشت و به مكان خود بازگشت . جوان حاجت خويش را برآورد و چون خواست عمل خود را تكرار كند باز ميمون نمايان شد و دومين بسته شيرينى را گرفت و به جاى خود برگشت . بدينگونه چندين دفعه اين عمل تكرار شد تا اينكه جوان خسته شده و نشوهء « 1 » شراب او را درربود و به خواب رفت لحظهاى بعد ميمون به نزد او آمد و او را بيدار كرد و درحالى كه وى را به طرف زن مىكشانيد انگشت خود را به ميان مشت بستهء خود فرو مىبرد . غرض از اين داستان اين بود كه دم خدمتگاران را ديدن و به آنان انعام بخشيدن علىرغم اربابان موجب كام جستن و به مقصود رسيدن است . و اما آن عمل مرموز ميمون اشاره بر اين بود كه به جوان مىفهمانيد « به چنين كارى مشغول شو » و بدينگونه نگذاشت جوان لحظهاى بيارامد و دائما وى را به كامجوئى وادار مىساخت تا اينكه صبح شد و
--> ( 1 ) - نشوه به معنى مستى و مخمورى .